یه اتفاق بـــــــــــــــــــد
سلام عزیز دلمممممم مادرت بمیره روز جمعه ولینتاین خونه بابا آغا بابای بابایی بودیم که بعد از کلی شیرین زبونی و شیطونی و شب قبل عروسی دختر خاله بابایی بودیم بعد از به به و چهچه همه میترسیدم چیزی بشه همه میگنن گوله نمکی و آروم بله عزیز دل انگار چش خورد با صورت خورد به لبه آشپز خونه خونه بابا آغا و بله مامانت بمیره زخمی شدی مردم و زنده شدم هر وقت صورتتو میبینم دلم ریش ریش میشه دوست دارم آرسانم انشالله هیچوقت دیگه تکرار نشه من سهل انگار بودم معذرت عزیز دلممممممممم.واسه ولینتاین وماهگردت جشن گرفتیم ت صورتت بهتر شه حالا عکس اشو میزارو فردا دو تا تولد دعوتیم موژیار دختر دختر دایی او روژآن و وینه دختر عموی مارتیا حالا ببینیم کجا میریم ...
نویسنده :
مامان سونی
23:21












